تبليغاتX
دخترای بارون
عشق تشنه میشود...خون بایدش داد

 

یا رب به خدایی خداییت وان که به کمال پادشاییت

کز عشق به غایتی رسانم کاو ماند اگرچه من نمانم

گرچه ز شراب عشق مستم عاشق تر از این کنم که هستم

از عمر من آنچه هست بر جای بستان و به عمر لیلی افزای

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط نرگس و بهار |